
سخن از پرنده ایست افسانه ای که در تمام ه زندگی اش تنها یک بار می خواند.
آوایی دلنشین و بی همتا.
از آن لحظه که آشیانه را ترک می کند ، در جستجوی درختی است با شاخه های پر خار ، و تا یافتن آن از تلاش باز نمی ماند.
آنگاه با آوایی جادویی ، از لا به لای شاخه های وحشی ه درخت پر می کشد ، اوج می گیرد و بر بلندترین و تیزترین خار ، تن به تصلیب می سپارد.
آوایی طرب انگیز که زندگی بهای آن است.
چنین است که جهان از حرکت باز می ایستد ، تا گوش فرا دهد و خداوند نیز در آسمان مسرور است.
چرا که خوب ترین همواره به بهای دردی جانکاه بدست می آید.
...
یا لااقل افسانه چنین می گوید. *
* : Colleen mc Cullough
VIP:
بازوهاي طلايي رنگ ه او به دور ه گردنش حلقه شدند. دوباره احساس كرد كه سرنوشتش را در دست هاي او رها مي كند. گويي كه هرگز او را ترك نكرده بود و اين دهان ه زنده اي كه زير ه لبانش احساس مي كرد ، ديگر رؤيايي نبود كه آنهمه مدت انتظارش را كشيده بود.
نوعي بركت ه تاريك.
همانند ه بركت ه زمين كه هيچ ربطي به آسمان نداشت.
گاهی دلتنگ می شوم.
دلتنگ.
دلتنگ دیروز.
دلتنگ دیروز تر ها و دلتنگ فردا.
دلتنگ اتفاق نیفتاده و دلتنگ تو.
گاهی هم از دلتنگی ، دلتنگ می شوم و گاهی دلتنگ ِ دلتنگی همان هنگام که دیگر دلتنگ نیستم ؛
دلتنگ ِ تو !
نمی دانم ؛ شاید دلتنگی ام برای تو ، شیرین ترین دلتنگی ام است.
شاید هم تنها اینگونه است که می فهمم هنوز حسی از تو هست .
حسی از تو بر تار و پود ِ قالی ِ ذهنم و بر لوح ِ دلم ؛ همان جا که تنها مأمنم زمان ِ دلتنگیست .
همان جا که گهگاهی به سراغش می روم تا از دلتنگی ها برهانَدَم ، تا به خاطر بیاورم.
در گوشه ی دنجش می نشینم ، زانوهایم را بغل می گیرم و به اطراف نگاه میکنم.
فقط نگاه می کنم تا جان دارم
نگاه...نگاه...نگاه
و نفس می کشم تا توان دارم
عمیق...عمیق...عمیق . در هوایی که بوی ِ آرامش می دهد تا مبادا از کَفَش بدهم و دلتنگش شوم ؛
دلتنگ ِ تنها مأمنم زمان ِ دلتنگی !
VIP :
روزی تو در دل.
روز اول ؛ بی تو ، با یادت.
روز دوم ؛ تو در یاد.
روز سوم یادت بر دل.
و باز روز دیگر هم بی تو گذشت .
گفتنی ها :
...
- گفتنی تر از تو ندارم! -
پ . ن 1 :
هرکجا که هست ،
هرکجا که باشم ،
دلم به هواش خوشه.
پ . ن 2 :
آب و خاک و باد و آتش
خانه در تو ؛ جمله در تو
مهر و کین و خشم و بخشش ، جمع در تو ؛ سَرو ه سَر تو
پ . ن ـ ویژه ـ :
امروز تلفنی با یه مادر صحبت کردم . تا صدامو شنید ، زد زیر ه گریه ! گفت براش دعا کن .
_یکی از قدیمی ترین دوستام امروز عمل کرد .الانم ICU ِ . براش دعا کنید._
-----------------------------------------------------------------
نگاه کردم ، اما نتونستم ببینم چیه که داره می سوزه. سرمو برگردوندم و به راهم ادامه دادم.
یکم جلو تر ، یه سری یگان ویژه با کلاه خود! و سپر ایستاده بودن.
به خودم گفتم " به تو چه؟! راهتو بگیر و برو! کسی به تو کاری نداره که! "
سینمو دادم جلو و قدمامو محکم تر کردم و از میونشون رد شدم.
گردنم حرکت نمی کرد ؛ اما زیر چشمی به باتوم (باطوم) هایی که دستشون یود نگاه می کردم.
رسیدم به تقاطع . مثل ه همیشه ، من ه قانونمند ، پشت ه چراغ قرمز ه عابر منتظر موندم . یهو یه صدایی از پشت ه سرم گفت : "لطفن سر ه چهار راه نایستید خانوم."
این اولین باری بود که لبخند ه از روی ه ترس رو روی لبام تجربه می کردم !!
پ . ن ۱
تا خونه کلی چهار راه بود که من دیگه منتظر ه سبز شدن ه چراغ هبچ کدومشون نموندم!!
پ . ن ۲:
امروز مرگ زیادی بهم نزدیک شد!
و من می خورم به سلامتی ه توای که ...
این تنها عکسیه که ازت دارم .
بقیشون یا تو آتیش ه شومینه سوختن ، یا تو آتیش ه خشم ه من .
می دونی چقدر دوسِت دارم؟!
هیچی!!
توضیحات :
" دزد بهتر است یا گدا "
به یاد ه ایام ه مدرسه ؛ این موضوع ه انشاء مونه !
استاد گفت بهترین متنو واسه چاپ می بره ستاد انتخابات !
پ . ن :
به قول ه شازده کوچولو ؛ همیشه یه پای قضیه می لنگه !
VIP :
اون فقط یه دروغ بود!
تو باور نکن!
گفتنی ها :
...
- گفتنی تر از تو ندارم! -
گفتنی ها 1 :
هرکجا که هست ،
هرکجا که باشم ،
دلم به هواش خوشه.
گفتی ها 2 :
آب و خاک و باد و آتش
خانه در تو ؛ جمله در تو
مهر و کین و خشم و بخشش ، جمع در تو ؛ سَرو ه سَر تو
عاشق ه پسر بچه ی 11ساله ای هستم که وقتی صدامو از پای ه تلفن میشنوه ، بهم میگه : "سلام عزیزم"
!!!
اونوقته که دلم می خواد سیگنال بشم و برم اونور ه خط ، یه ماچ ه آب دار از لبای سرخ ه کوچولوش بگیرم و برگردم!
این "عزیزم" ، باور کردنی ترین "عزیزم" ی ه که تا حالا از زبون ه یه پسر شنیدم!
گفتنی ها ۱:
عاشقتم!!
گفتنی ها ۲:
خودمونیم! اگه پائین نمیان ماه و ستاره
واسه اینه که دچار ه آسمونن !
VIP :
معجزه از من و تو زائیده میشه !
1)
از هرجای به خصوص و بی خصوص که رد می شم ، یکی از حرفاتو به خاطر میارم. (ینی من نمیارم! ، خودش میاد!)
هر حرف گرچه که باد ه هواس! ، اما اگه یه کم نوکش تیز باشه ، مثه یه خنجر عمل می کنه. فرو میره تو سینت. خونی که از زخمش رو زمین می چکه ، تنها لکه ای ه که با هیچ حلالی پاک نمی شه! همونجا باقی می مونه. حتا گاهی تا ابد!
همون قطره های سرخی که از سینه ی سوختت تراوش کرده و به زمین ریخته ، باعث می شه هروقت (همیشه) که از محل ه ارتکاب ه جرم رد میشی _خواسته یا ناخواسته _ تو رو به یاد ه حرفایی بندازه که انگار زمان برای نوک ه تیزش مثه چاقو تیزکن! عمل می کنه!
هر بار محکم تر از قبل دستت رو روی زخم ه سینت فشار میدی و بهش چنگ میزنی و آرزو می کنی که ای کاش زمان به عقب برمی گشت و تو می تونستی جلوی ه یه اتفاق ه شوم و بگیری! *
2)
هوا خیلی سرده. آسمون ازم دوره اما ستاره هاش پر نور تر از همیشه خودنمایی می کنن.
از سرما انگشتای پاهام بی حس شدن.
_یه لحطه ی اسیدی_
ودکا لبمو می سوزونه. یاد ه حرفایی که بهم زدی می افتم.
_یه لحطه ی اسیدی_
کم کم دارم داغ می شم.
بازم سوزش.
تا مغز ه استخونم داره میسوزه.دیگه سرما رو احساس نمی کنم.
_یه لحطه ی اسیدی_
گرمم ه . انگار تب دارم. گر گرفتم!
نمی دونم یاد ه حرفای ه تو ه که داره آتیشم میزنه یا این الکل ه که توی رگام می دوه!
گفتنی ها 1 :
بعضی از حرفا نه تنها توی مکان های به خصوص و بی خصوص ، بلکه تا همیشه ی تاریخ تو گوشت مثه زنگ صدا می کنه!
گفتنی ها 2 :
؟!Tell Me Why
گفتنی ها 3 :
( * ) ؛ وسط ه اتوبان ه چمران! جای به خصوصی ه یا بی خصوص؟!
VIP :
من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش
گر به فکر ه سوختن افتاده ای ، مردانه باش !
گفتنی ها 1 :
تا مطمئن نشدی که بارون بند اومده ، حیفه که دل از آسمون بکنی ! نباید! سقف همیشه هست!
گفتنی ها 2 :
وقت ه رفتن ، دم ه آخر ، به تو خندیدم به سردی
اما این سوال با من بود : "تو چرا گریه می کردی؟"
تو چرا گریه می کردی؟ ؛ تو که اول ه خوشیت! بود! (خنده ی سرد _ کنار ه ماه)
VIP :
من ، منم ! هیچکس شبیه ه من نیست! و ماه نقش ه ناخن ه من است بر چارقد ه آسمان!!